آیتا… میرزا جواد آقا تبریزی: “سرقفلی حقی است متعلق به ملک – مثل حق ریشه- که مالک میتواند درعوض مالی، آن را به دیگری واگذار کند، به طوری که آن شخص دیگر، بتواند ملک را برای خود اجاره کند یا حق مزبور را در قبال گرفتن مالی به دیگری واگذار کند که دیگری اجاره نماید.”15
آیتا… نوری همدانی: “اگرمحلی اجاره داده شود و دراثر فعالیت مستأجر و حسن مدیریت او ، آن محل مورد توجه و مراجعه مردم قرار گیرد، برای مستأجر حقی به وجود میآید که آن را سرقفلی مینامند.”16

موسوی اردبیلی: “سرقفلی تعریف فقهی ندارد، ولی در عرف فعلی بازار، مفهوم گرفتن سرقفلی این است که مستأجر حق داشته باشد هر قدر خواست محل اجاره را در اختیار داشته باشد و از هرکس خواست پول بگیرد و محل را به او واگذار کند و صاحب محل نه حق اخراج او را داشته باشد و نه مانع واگذاری او شود. فقط گاهی صاحب ملک شرط میکند که در مقابل موافقت واگذاری از طرف دوم یا سوم مبلغی پول بگیرد.”17
در نهایت سرقفلی را در حقوق ایران میتوان اینگونه تعریف نمود: سرقفلی حقی است مالی و قابل معامله که برای متصرف محلهای کسب و تجارت از طرف قانونگذار شناخته شده و میزان آن بستگی به عوامل مادی و معنوی متعددی دارد.
6- تعریف سرقفلی درحقوق فرانسه
اصطلاح (فون دوکومرس)18در زبان فرانسه که یکی از معانی شایع آن ( موسسه تجارتی19 با مشتریهای20 ) آن است، یک حقیقت اصطلاحی با مفهوم خاص و احکام روشن و مشخص حقوقی میباشد.
درحقوق فرانسه سه اصطلاح است که مفهوماً از لحاظ حکمی میتواند مشابه سرقفلی در حقوق ایران تلقی گردد که عبارتند از:
6 -1- مایه تجارتی21 که دربر دارنده مجموع عناصر مادی و غیرمادی سرمایه بازرگان است وشامل موقعیت محل تجارت، مشتریان دائم، اسم تجاری، علامت تجاری، نقوش و ترسیمات تجاری، حق اختراع، حق تقدم و تمدید اجاره محل تجارت، مواد اولیه صنعتی و اثاثیه تجاری و کالاهای تجاری است. بدین ترتیب، حق تقدم دراجاره و سرقفلی یکی از اجزای مایه تجارتی است. 22
6-2- حق السکنی23 و حق امتیاز در اجاره محل تجارت و خرید و فروش که جزئی از مایه تجارتی است و به موجب این حق، موجر نمیتواند اجاره محل یک تجارتخانه یا مغازه را به دیگری واگذار کند و امتیاز سکونت با صاحب مغازه یا تجارتخانه است. 24
6-3 حقی است که به موجب مقررات موضوعه، برای تاجر در مورد محل تجارت به وجود میآید و او بر اساس آن ، حق تقدم در اجاره و ادامه تجارت در محل کار خود را دارد.25
7- تعریف سرقفلی درنظام کامن لا
در نظام کامنلا نیز چند تأسیس حقوقی مانند سرقفلی در حقوق ایران میباشد که عبارتند از:
7-1- مال و دارایی غیرمادی26 به معنای هر امتیاز یا امتیاز ثبتی است که به وسیله مالک یک فعالیت تجاری در تداوم تجارتش به دست میآید، خواه مرتبط با ساختمان و محلی باشد که در آن تجارت خود را انجام میدهد، یا مرتبط با نام و اسمی که آن تجارت را مدیریت میکند، یا مرتبط با هر موضوع دیگری که سود ومنفعتی از تجارت را به دنبال دارد.
7-2- عوض معین27 و قابل حمایتی است که بابت داشتن مشتریانی که از یک تجارت پابرجا و عملکرد مطلوب حاصل شده، داده میشود.
7-3- اضافه ارزش28 یک موسسه تملک شده یا واحد در حال فعالیت است که مازاد بر ارزش بازاری دارایی خالص آن واحد است و بطور غیر رسمی برای نشان دادن ارزش روابط خوب با مشتریان، اخلاق نیک کارکنان، نام تجاری خوش آوازه و غیر آن به کار میرود وانتظار میرود منتج به قدرت تحصیل درآمدی بالاتر از معمول گردد.
7-4- توانایی یک تجارت برای تولید در آمدی بیش از نرخ طبیعی دارایی و سرمایه است، که از مهارت مدیریتی فوق العاده، موقعیت در بازار، تکنولوژی محصول جدید و غیره ناشی میشود .در خرید یک فعالیت تجاری، سرقفلی بیانگر تفاوت بین ثمن معامل و ارزش دارایی خالص است. 29
ب: تعریف حق کسب وپیشه و تجارت
در لغتنامهها و کتب فقهی و حقوقی متقدمین ذکری از حق کسب و پیشه و تجارت نمیتوان یافت، زیرا، این پدیده در نظام اقتصادی و قضایی ایران در دهه 1320 ظهور و تحقق یافته و پیش از این تاریخ در ایران تأسیس مزبور جایگاهی نداشته است. حق کسب و پیشه ، که به نظر میرسد دارای قدمت بیشتری نسبت به حق سرقفلی باشد، حقی است که به مرور زمان برای بازرگانان یا کاسبی که محلی را اجاره کرده و در آن مشغول است، به وجود میآید. به هم زدن شهرت تجاری و جلب مشتری که ارتباط تنگاتنگ با محل کار بازرگان و پیشهور دارد، شالوده توجیه کننده چنین حقی است. به زبان سادهی غیر حقوقی ، حق کسب و پیشه، همان حق آب و گل است.30 که در قدیم در روابط بین مالک و کشاورز رواج داشته، و قانونگذار در ماده 31 آیین نامه قانون ثبت این حق را عبارت از : “دسترنج رعیتی و حق اولویت و گاوبندی و غیره که در املاک معمول و بین رعایا خرید و فروش میشود” تعریف نموده است و علت ایجاد چنین حقی برای کشاورز رنج و زحمتی است که بر روی زمین متحمل میشود و تا زمانی که مالک قیمت دسترنج رعایا را نپردازد حق بیرون کردن کشاورز از زمین را ندارد. که این امر در حال حاضر مشابه وضعیت موجر و مستاجر در اماکن تجاری مشمول قانون سال 1356 میباشد. نتیجتاً ، تا کنون دادگاهها هنگام تخلیه ملک تجاری، در بیشتر اوقات موجر را مکلف به پرداخت حق کسب و پیشه به مستاجر میکردند تا بخشی از ضرر احتمالی او که بر اثر جابهجائی محل به وجود میآید، جبران شود . در رابطه با این حق تعاریف متعدد دیگری ارائه شده که در ذیل به مواردی از آن اشاره میگردد.
1- تعریف ابتدائی حق کسب و پیشه
این حق ابتدائاً تحت عنوان فون دوکومرس یا حقوق وابسته به موسسه تجاری وارد زبان حقوقی ایران گردیده است ، و حقوقدانان به دنبال معادل فارسی که آیینه تمام نمای آن باشد هر یک عباراتی را به کار بردهاند از جمله: (حقوق تجاری) (شهرت تجاری) (کارمایه بازرگانی) و برخی نیز از جمله مرحوم دکتر عبدالحمید اعظم زنگنه اصطلاح شایع سرقفلی را معادل آن دانستهاند. 31
2-تعریف حق کسب و پیشه از نظر حقوقدانان
آقای دکتر کاتوزیان این حق را “حقی بر مشتریان دائم سرمایه تجارتخانه” تعریف نموده است. 32
آقای محمدجعفر جعفری لنگرودی این حق را “حقی که به موجب آن مستاجر متصرف در اجاره کردن محل کسب خود بر دیگران مقدم شناخته میشود” تعریف نموده است33 .
آقای کشاورز این حق را چنین تعریف نمودهاند : حق کسب و پیشه و تجارت “حقی است مالی، که به تبع مالکیت منافع برای مستأجر محل کسب با پیشه یا تجارت تحقق مییابد و قابلیت انتقال به غیر را – توأم با منافع عین مستأجره دارد”34 و در تعریفی دیگر ایشان حق کسب و پیشه و تجارت را ” حقی که به موجب آن مستأجر متصرف در اجاره کردن محل کسب خود بر دیگران تقدم دارد” بیان نموده است.
قانون تملک زمینها برای اجرای برنامههای شهرسازی مصوب 17/3/39 و قانون مالک و مستأجر مصوب 1339 حق کسب و پیشه را “حقی برای مستاجر بازرگانان و پیشهوران و مطلق کسانی که از طریق اجاره مکانی کسب معاش کنند ولو آنکه بازرگان نباشند” بیان نموده است.
3- تعریف حق کسب و پیشه از نظر کمیسیون حقوق تجارت
نظریه مورخ 9/8/49 کمیسیون حقوق تجارت که حق کسب و پیشه را یکی از علل اصلی وضع قانون مالک و مستاجر میداند این حق را چنین تعریف نموده است : “حق کسب و پیشه حقی است تابع حق انتفاع که با از بین رفتن حق، انتفاع از بین میرود و حق کسب و پیشه فقط اختصاص به موارد منصوص و ماده 9 قانون موجر و مستاجر دارد و بقاء حق مذکور در سایر موارد نیاز به نص دارد…” 35
در نهایت اداره حقوقی دادگستری در یکی از نظریات مشورتی خود حق کسب و پیشه را چنین تعریف نموده است : حق کسب و پیشه یا تجارت حقی است که با تخلیه محل کسب یا پیشه یا تجارت و در موارد مذکور و مصرح در قانون به مستاجر تعلق میگیرد36.
4- تعریف حق کسب و پیشه و تجارت در ترمینولوژی حقوق
حقی است برای مستاجر بازرگان و پیشهور و مطلق کسانی که از طریق اجاره مکانی کسب معاش کنند. ولو آنکه بازرگان نباشند. با سرقفلی مفهوماً فرق دارد زیرا شهرت تجاری و وجود مشتریان از عناصر سازنده آن نیست. حق مزبور خود به خود مالیت ندارد و به تنهایی قابل مبادله نیست یعنی مستاجر نمیتواند هم منافع عین مستاجره را برای خود نگه دارد و هم حق کسب و پیشه را بغیر منتقل کند و عوض آنرا بگیرد، بلکه هر دو را باید با هم منتقل کند.
در نتیجه با بررسی تعاریف بعمل آمده از حق کسب و پیشه در می یابیم حق کسب و پیشهای که توسط قانونگذار به رسمیت شناخته شده در واقع با همان تفسیر و شرایط حقوقی رایج در حقوق فرانسه در قانون ایران آمده و همخوانی دارد و باید خواه ناخواه آثار همان مفهوم را نیز دارا باشد37.
گفتار دوم : ایرادات وارد بر تعاریف حق سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

الف: ایرادات وارد بر تعاریف سرقفلی
با توجه به اینکه تألیف فرهنگ معین بعد از دهه 1320 و چاپ فرهنگ دهخدا نیز از سال 1325 آغاز گردیده، مؤلفین در برداشت خود از کلمه سرقفلی از جریانات اقتصادی و آئیننامه تعدیل اجاره بها تأثیر پذیرفته و تحت تاثیر این جریانات به تعریف سرقفلی پرداختهاند و آنچه را که آنها از لفظ سرقفلی دریافت نمودهاند همان است که ما آن را حق کسب و پیشه و تجارت مینامیم و با مفهوم اولیه سرقفلی، همخوانی ندارد.
حال آنکه، تعریف سرقفلی که در فرهنگ آنندراج بیان گردیده، با توجه به اینکه این فرهنگ لغت در سال 1306 هجری قمری توسط محمد پادشاه، متخلّص به شاد بن غلام محیی الدین منشی مهاراجه در آغاز قرن چهاردهم هجری تالیف شده38 و مؤلف فرهنگ نفیسی هم با توجه به اینکه در سال 1342 مرحوم شده39، و قبل از تدوین آئین نامه تعدیل اجاره بها سرقفلی را تعریف نمودهاند، پس معنی واقعی و دقیق سرقفلی قبل از این تاریخ نگاشته شده است که میتوان آن را در تعریف ناظم الاطباء در فرهنگ نفیسی و تعریف صاحب آنندراج در فرهنگ آنندراج یافت. و تعریف مرحوم دهخدا در فرهنگ دهخدا و تعریف مرحوم دکتر معین در فرهنگ معین تحت تأثیر جریانات اقتصادی و آئین نامه تعدیل اجاره بها را باید محمول بر مسامحه و غیر واقعی دانست40.
در مبحث تعریف سرقفلی در حقوق فرانسه گفتیم که اصطلاح ( فون دوکومرس) که در حقوق آن کشور مورد استفاده قرار میگیرد، برخی از اساتید حقوق ایران در برابر این اصطلاح لفظ سرقفلی را مورد استفاده قرار دادهاند. ایرادی که بر این تطبیق می توان عنوان نمود این است که: اگرچه سرقفلی یک کلمه شایع و عمومی است و در حال حاضر یک مفهوم حقوقی خاص در عرف تجارت ایران دارد، لیکن از نظر اصطلاح شناسی و تطبیق مفاهیم با الفاظ، کلمه سرقفلی عرفی شامل موضوعات دیگری از قبیل اسم تجارتی و علامت و ترسیمات و مدلها و اجازه نامههای اختراعات و غیره است. پس سرقفلی یک قسمت و یک جزء از فون دوکومرس است نه همهء آن. 41
ب: ایرادات وارد بر تعاریف حق کسب و پیشه و تجارت
تعریفی که دکتر کاتوزیان از حق کسب و پیشه و تجارت ارائه نموده صرف نظر از ابهام و اجمالی که دارد این ایراد را هم دارد که: نقش موقعیت و محل کسب، همچنین نوع استفاده در ایجاد، اعتبار و ارزش حق کسب و پیشه و تجارت در این تعریف بیان نشده است. همچنین ایشان مفهوم حق کسب و پیشه را با مفهوم حق سرقفلی یکی دانستهاند که در مباحث آتی توضیح خواهیم داد که این دو حق متفاوت از هم میباشند42.
ایرادی که به تعریف آقای محمدجعفرجعفری لنگرودی از حق کسب و پیشه و تجارت وارد است این است که: این تعریف منصرف به موردی است که مدت اجاره تمام شود و موجر بخواهد آن را به کسی دیگر اجاره دهد، ولی زمانی که مستاجر بخواهد ( بدون اینکه مدت اجاره اش تمام شود) به اذن مالک یا اذن محکمه منافع مورد اجاره و به تبع آن حق کسب یا پیشه یا تجارت خود را به دیگران انتقال دهد ، مشمول این تعریف نخواهد بود. و اشکال اساسی دیگر اینکه در این تعریف برخی از آثار حق کسب و پیشه ذکر شده و ماهیت این حق در تعریف تبیین نشده است43.

  • 1

پاسخ دهید