ب- ابعاد صمیمیت20
ج- نظریه ها و رویکردهای صمیمیت22
1- مدل ترکیبی وارینگ22
2- نظریه سه وجهی عشق استرنبرگ23
3- دیدگاه عشق به مثابه قصه24
4- دیدگاه رشدی فارمن24
5- نظریه دلبستگی جانسون و ویفن26
6- رویکرد تعاملی و ترکیبی صمیمیت باگاروزی29
7- دیدگاه ترکیبی جُسلسُن34
8- رویکرد تکاملی شارپ38
9- نظریه درک برابری والستر40
10- رویکرد پیشگیرانه گوردون و دورانا42
11- مدل ترکیبی یانگ ولانگ46
گفتار دوم: عشق ورزی48
1- مبنای بیولوژیکی عشق49
2- نظریه های عشق52
2-1- تئوری مثل عشق54
نظریه عشق لی56
سبک های عشق ورزی اولیه57
سبک های عشق ورزی ثانویه58
سلسله مراتب عشق60
چرخه سلسله مراتبی عشق و دیگر هیجان ها61
الگوی نخستین عشق62
گفتار سوم: نظام عاطفی بوون درمانی63
سیر تاریخی موثر بر دیدگاه نظام عاطفی63
مبانی دیدگاه نظام عاطفی بوون65
1-تعریف و مفهوم تفکیک خویشتن( خودتمایزی)69
2- مثلث ها72
3- نظام عاطفی خانواده هسته ای73
4- فرایند فرافکنی خانواده74
5- گسلش عاطفی (برش عاطفی)75
7- جایگاه همشیره ها76
8- واپسروی اجتماعی( واگردی اجتماعی)77
بخش دوم: پیشینه پژوهشی78
گفتار اول: تحقیقات انجام گرفته در مورد صمیمیت78
گفتار دوم: تحقیقات انجام گرفته در مورد سبکهای عشق ورزی87
گفتار سوم: تحقیقات انجام گرفته در مورد خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون95
فصل سوم : روش پژوهش
1- نوع مطالعه و روش درمان102
2- جامعه مورد مطالعه105
3ـ حجم، شیوه نمونه‌گیری و ویژگیهای دموگرافیک نمونه105
4- روند اجراء پژوهش106
5- اخلاق پژوهش107
6- ابزار107
الف- پرسشنامه‌ی نگرش نسبت به عشق (LAS)107
ب-پرسشنامه صمیمیت زوجین108
7- نحوه تجزیه و تحلیل اطلاعات پژوهش109
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده‌ها
4-1- مقدمه111
4-2- توصیف کمی دادهها111
4-2-1- اطلاعات مربوط به سبک های عشق ورزی111
4-2-2- اطلاعات مربوط به صمیمیت112
4-3- آمار استنباطی113
4-3-1- بررسی همگنی واریانس، نرمال بودن و شیب رگرسیون متغیرها113
الف: بررسی همگنی واریانس متغیرها114
ب: بررسی نرمال بودن متغیرها115
ج: بررسی همگنی شیب رگرسیون متغییرها116
4-3-2- بررسی فرضیه های پژوهش117
فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیری
مقدمه141
بحث وتفسیر نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل فرضیه ها141
اعتبار پژوهش149
محدویت های تحقیق150
پیشنهادات تحقیق151
پیشنهادات کاربردی153
فهرست منابع157
فهرست منابع فارسی157
فهرست منابع لاتین163
پیوست ها172
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول2-1: ابعاد صمیمیت جسلسن35
جدول 2-2: رشد الگوهای ارتباطی زوجین39
جدول 2-3: روابط هشتگانه عشق60
جدول 3-4: مقیاس نگرش های عشقی هندریک و هندریک46
جدول 4-1: دادههای مربوط به نمرات سبک های عشق ورزی در زنان متقاضی طلاق111
جدول4-2: داده های مربوط به صمیمیت در زنان متقاضی طلاق112
جدول 4-3: نتایج آزمون لوین در مورد پیش فرض تساوی واریانس114
جدول 4-4: نتایج آزمون شاپیروـ ویلک در مورد پیش فرض نرمال بودن115
جدول 4-5: نتایج آزمون در مورد شیب رگرسیون نمرات متغیرهای تحقیق……………..116
جدول 4ـ6: نتایج کواریانس چند متغیری بر روی میانگین پس آزمون نمرات عشق ورزی و صمیمیت118
جدول 4ـ7. نتایج کواریانس چند متغیریبر روی میانگین پس آزمون نمرات مؤلفه های عشق ورزی119
جدول 4ـ8. نتایج کواریانس یک راهه بر روی پس آزمون میانگین نمرات مولفه های عشق ورزی121
جدول 4ـ9: نتایج کواریانس چند متغیری بر روی میانگین پس آزمون نمرات مؤلفه های صمیمیت122
دول 4ـ10: نتایج کواریانس یک راهه بر روی پس آزمون میانگین نمرات مولفه های صمیمیت124
جدول 4ـ11: نتایج تحلیل تی وابسته نمرات سبک های عشق ورزی و صمیمیت126
فهرست اشکال و نمودار
عنوان
نمودار 2-1: مثلث عشق54
نمودار 2-2: چرخه سلسله مراتبی عشق61
دیاگرام 3-1: طرح درمانی 102
نمودار شماره 4-1: نمودار ستونی میانگین نمرات نمرات سبک های عشق ورزی به تفکیک گروه112
نمودار شماره 4-2: نمودار ستونی میانگین نمرات صمیمیت به تفکیک گروه113
نمودار شماره 4-3 نمودار پراکنش ارتباط بین متغیر تصادفی کمکی و متغیر وابسته117
تاثیر خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان
چکیده
هدف تحقیق: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره سنندج صورت گرفت.
روش تحقیق: پژوهش از نوع آزمایشی طرح آن به شیوه پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه تحقیق زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره سنندج بوده است. از این جامعه 30 آزمودنی به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند، با ابزارهای سبکهای عشق ورزی و صمیمیت میزان متغیرهای وابسته سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره اندازه‎گیری شد(پیش آزمون) و سپس به شیوه جایگزینی تصادفی، افراد در دو گروه 15 نفری(گروه آزمایش و گواه )گماشته شدند.
نتایج: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد که بین زنان گروه های آزمایش و کنترل در متغیر های وابسته (سبکهای عشق ورزی و صمیمیت) تفاوت معنا داری وجود دارد(0001/0>p ). بدین ترتیب فرضیه های مبنی بر خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان مؤثر هستند، تائید شدند. همچنین نتایج پیگیری نشان داد که روش درمانی در اثر بخشی بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت و مولفه های آن، بعد از 2ماه ماندگار است.
کلید واژه ها: خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون- سبکهای عشق ورزی – صمیمیت – زنان
مقدمه
خانواده به عنوان یکی از اصلی‌ترین نهادهای اجتماعی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد کارکردهای مثبت در نظام اجتماعی داشته باشد. همچنین بررسی نحوه عملکرد خانواده‌ها می‌تواند در شناخت و حل مسائل فردی و اجتماعی کمک بزرگی کند. در میان عوامل اثرگذار بر سلامت روانی انسانها، خانواده نقشی بسیار مهم دارد. بسیاری از نابهنجاریهای روانی و رفتاری انسانها در خانواده ریشه دارد. خانواده می‌تواند محل آرامبخش برای همه اعضا باشد و در مقابل می‌تواند کانون پرتنش برای آنان باشد. لذا برای بهبود وضع روانی افراد، تلاش برای ایجاد ازدواج سالم و بهبود وضع روابط خانواده و افراد آن مهم‌ترین مسأله است.
یکی از معضلات مهم در زمینه زندگی زناشویی پدیده ای به نام “طلاق”1 و اختلال زناشویی است که شیوع روز افزون آن پژوهشگران و نظریه پردازان حوزه خانواده و ازدواج را بر آن داشته که در مورد علل و عوامل تأثیرگذار بر آن به بررسی و تحقیق بپردازند(گاتمن2، 1993). طلاق و اختلال زناشویی پدیده پیچیده ای است که عوامل مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی بر آن تأثیر گذار هستند. از میان علل و عوامل تأثیرگذار بر طلاق و اختلال زناشویی، عوامل فردی طلاق بیشتر مورد توجه مشاوران خانواده و ازدواج قرار گرفته است. عوامل فردی شامل عوامل ارثی و فیزیولوژیکی، ویژگی های شخصیتی و روانی، آموخته ها و ویژگی های جمعیت شناختی است. به نظر گاتمن (1993)،کارنی و برادبوری3 (1997) بعضی ویژگی های روان شناختی مانند روان رنجوری و سبکهای روابط(عشق و صمیمیت) معیوب، ابعاد شناختی(طرح واره ها)، آسیب های پایداری را در روابط زناشویی به وجود می آورند و احتمال بروز طلاق و اختلال زناشویی را افزایش می دهند( فاتحی زاده، بهجتی اردکانی و نصراصفهانی، 1384).
انسان موجودی است که همواره ناگزیر بوده است که در خانواده و همراه با سایر اعضاء و خویشاوندان خود، به صورت جمعی ادامه حیات دهد. این روابط خانوادگی و زندگی افراد در کنار خانواده، در عین حال که عامل رشد، پیشرفت و مکان امن و آرامبخش بوده است،‌ در عین حال مکان تعارض، درگیری و جدال هم بوده است. همین امر به ایجاد دعوا و اختلاف بین اعضاء خانواده و زن و شوهر منجر گردیده است. بدینسان از دیرباز، دعوا و اختلاف در خانواده وجود داشته است و برای حل این نزاعها نیز روشها و راه‌حل‌هایی وجود داشته است که در هر عصر و زمانی، تغییر و تکامل یافته است. در زمان ما اختلافات و طلاق گستردگی،‌ تنوع و پیچیدگی بیشتری یافته است. با افزایش اختلافات خانوادگی چاره برای حل و فصل آنها و پیدا کردن روشهای نوین مشاوره ای و خانواده درمانی متناسب با وضعیت جدید را می طلبد. یکی از جوانب بسیار مهم یک نظام زناشویی، رضایتی است که همسران در ازدواج تجربه می کنند (تانی گوچی4 و همکاران، 2006؛ به نقل از ترکان، کلانتری و مولوی، 1385)، ولیکن آمار طلاق که معتبرترین شاخص آشفتگی زناشویی است (کارنی و برادبوری (1997)، نشانگر آن است که رضایت زناشویی به آسانی قابل دستیابی نیست (رزن گراندن5، 2004؛ به نقل از ترکان، کلانتری، مولوی، 1385). تحقیق حاضر با توجه به روند رو به افزایش طلاق و اختلال زناشویی در دهه اخیر درجهان)یانگ و لانگ6، 1998) و ایران (سایت سازمان ثبت و احوال، 1392) شکل گرفت. طبق آمار رسمی در ایران از هر 5 مورد ازدواج 1 مورد به طلاق منجر می شود (سایت سازمان ثبت و احوال، 1392) و احتمالاً میل به طلاق بسیار بیشتر از آمار باشد. طلاق و جدایی اثرات منفی زیادی چه از لحاظ روانی و چه از لحاظ جسمانی بر زوجین بر جا می گذارد. این اثرات منفی شامل افزایش خطر بیماری های روانی، افزایش بیماری های جسمانی، خودکشی، تصادفات منجر به مرگ، خشونت و آدم کشی است. همچنین طلاق اثرات منفی زیادی بر فرزندان بر جای می گذارد که می توان به افسردگی، گوشه گیری، ضعف کفایت اجتماعی، مشکلات بهداشتی و تحصیلی اشاره کرد (گاتمن، 1993).
وجود روابط صمیمانه در بین زوجین از اهمیت خاصی برخوردار است. همچنین روابط صمیمانه بر بهزیستی فیزیکی، روانشناختی و بر توانایی زن و شوهر در جهت عملکرد موثر در زمینه‌های مختلف فردی، خانوادگی و شغلی موثر است. ایجاد و ابقاء رابطه صمیمانه به وسیله پیوندهای هیجانی خاصی تقویت می‌شود. همچنانکه روابط سالم در زندگی منافع و پیامدهای مثبتی را در بر دارد، روابط ناراضی کننده سلامت جسمانی و روانشناختی افراد را به خطر می‌اندازد و زمینه را برای مشاجره فراهم می سازد. داشتن رابطه صمیمانه و دلبستگی عاطفی با افراد نزدیک زندگی چون والدین، همسر و فرزندان یکی از مهمترین نیازهای بشری است(بارثولومو و هورویتز7،1991).
خیلی از افراد تصور می کنند که صحبت از صمیمیت یعنی همان رابطه زناشویی داغ و آتشین است یا نوعی از رابطه جنسی. البته طبیعی است که وقتی سر صحبت با زن و مردی باز بشود، اولین چیزی که به ذهن شان می رسد همین مسئله است. به زبان دیگر یک تعریف قوی تر از صمیمیت را می شود رابطه ای فراتر از لذت جسمی دانست, چیزی که با روح، قلب و معنویت انسان سرو کار دارد و مشترکا” و با هم عمل می کنند. در حقیقت شخصا” به عقیده من تجربه فیزیکی را می توان در برگیرنده کل چیزهایی دانست که صمیمیت را بین دو نفر به اوج می رساند. ماهیت این رابطه نشان می دهد که زن و شوهر همان طوری که اتفاقات اتاق خواب را چگونه تعریف می کنند می توانند کیفیت رابطه شان در مسایل جاری زندگی بیرون از دیوارهای اتاق خواب را توجیه بکنند” ( به نقل از اتیکسون8، 1997).
باید اذعان کرد که مفهوم صمیمیت نزد اکثریت افرادی که رابطه گذرایی را تجربه کرده اند خیلی ساده تر تلقی می شود تا کسانی یک رابطه طولانی مدت عاشقانه داشته اند. به هر صورت این برداشت در فکر خیلی ها وجود دارد که صمیمیت را برآورده کردن نیاز جنسی می دانند. بدون شک همین برداشت غلط است که می تواند دلیل بسیاری از روابط ناموفق، زوج های ناراضی و نرخ بالای طلاق در نسل ما را توجیه کند. کسی که یک رابطه عاشقانه واقعی را تجربه کرده بینش درستی هم در باره صمیمیت دارد. صمیمیت یعنی فرد بتواند نیاز همسرش را نیاز خود بداند. وقتی دو انسان واقعا همدیگر را دوست دارند و رابطه رمانتیک و صمیمی با هم دارند از عشق نه در دقیقه ها بلکه در ساعت ها لذت می برند. صمیمیت تجربه نیست. یک نگرش است که کیفیت رابطه دو اسنان را در گذر زمان و خصوصاً در لحظه های جادویی عشق ورزی توجیه و تعریف می کند(بوچارد، لوسیر و سابورین91999، ).
صمیمیت به عنوان توانایی ارتباط با دیگران با حفظ فردیت تعریف می شود. اینگونه تعاریف مبتنی بر خویشتن حاکی از آن است که فرد به درجه ای از رشد فردی دست یابد تا بتواند با دیگران رابطه صمیمانه برقرار کند. صمیمیت را می توان به عنوان توانایی شناخت خود در حضور دیگران دانست که خودآگاهی و رشد هویت، برای ظرفیت قابلیت شخص در جهت صمیمیت، بسیار ضروری است. مفهوم پردازی رایج از صمیمیت، سطح نزدیکی به همسر، به اشتراک گذاری ارزش ها و ایده ها، فعالیت های مشترک، روابط جنسی، شناخت از یکدیگر و رفتار های عاطفی نظیر نوازش کردن است. فردی که میزان صمیمیت بالاتری را تجربه می کند قادر است خود را به شیوه مطلوب تری در روابط عرضه کند و نیازهای خود را به شکل موثرتری به شریک و همسر خود ابرازکند (اسلامی و بهرامی، 1385).
این اعتقاد وجود دارد که همه انسانها یک نیاز پایه و اساسی به برقراری روابط صمیمانه دارند. صمیمیت یک نیاز روانشناختی اولیه و اصلی درنظر گرفته می شود(مان و باردر10، 2008). برای دست یافتن به این نیاز و رشد صمیمیت، ازدواج یک فرصت منحصر به فرد در اختیار میگذارد که فراتر از روابط صمیمانه با دوستان و خویشاوندان است. اینرو اکثر افراد ازدواج را صمیمیترین رابطه و منبع اولیه عاطفه و حمایت میدانند(کریک11، 2000). صمیمیت یک مشخصه کلیدی ومهم روابط زناشویی و از ویژگیهای بارز یک ازدواج موفق بشمار میآید. این ویژگی به وجود تعامل بین همسران اشاره می کند. نبود یا کمبود آن یک شاخص آشفتگی در رابطه زناشویی است. به عقیده راوین و همکاران12(2005) صمیمیت زمانی آشکار می شود که ازدواج کارکرد خوبی داشته باشد و فقدان صمیمیت حاکی از این است که رابطه زناشویی عملکرد ضعیفی دارد، این است که مشکلات مربوط به صمیمیت باعث می شود زوجها به دنبال مشاوره زناشویی باشند. لذا باید روشها و راهبردهایی برای افزایش این بعد مهم و باارزش در روابط زناشویی احیا شود(هالفورد، 1384).
امروز در روان شناسی، مباحث گوناگونی پیرامون روابط بین فردی مطرح می شود و هر کدام از رویکرد های معاصر می کوشند تا تبیین و توصیف ویژه ای را پیرامون مباحث روابط بین فردی ارایه دهند. با این وجود، برخی از مفاهیم در هاله ای از ابهام قرار دارند و هنوز هم نمی توان از آنها بعنوان مباحث واضح و روشن در حیطه روابط بین فردی صبحت به میان آورد، در این میان می توان عشق، تفاهم و صمیمیت و تعلق اشاره نمود(منصوربی فر، 1382). امروز می توان در حوزه روان شناسی کاربردی به روان شناشی زناشویی و مشاوره خانواده تاکید نمود. در مبحث روان درمانی خانواده نیز که همپوشی فزاینده ای با مشاوره زناشویی دارد، به بررسی ارتباط بین زوج و زوجه می توان پرداخت و با استفاده از فرآیند عشق و تفاهم میزان صمیمیت و تعفد زوجین را به یکدیگر افزایش داد(مینوچین و فیثمن13، 1381).

نظام عاطفی بوون درمانی خانواده را یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط درهم تنیده می پندارد، درمان بوون به منزله پلی بین روانکاوی و نظریه سیستمها است، بوون(1972) اعتقاد دارد که کل خانواده واحد عاطفی تلقی می شوند که نمی توانند از یکدیگر مجزا یا به طور موفقیت آمیز تفکیک شوند. در این پژوهش سعی بر آن شد که اثر بخشی تاثیر خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان سنندج مورد بررسی قرار گیرد.
با تائید سودمندی این روشها مشاوران و درمانگران خانواده می توانند، از این روشها در جهت حل مشکل، بهبود روابط، غنی سازی روابط زناشویی و کاهش مشکلات زناشویی بهره گیرند.
بیان مسأله
نظام عاطفی بوون درمانی14خانواده را یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط درهم تنیده می پندارد و وقتی می توان این واحد را بهتر درک کرد که آن را از دیدگاه چهار چوب چند نسلی یا تاریخی تحلیل کنیم. درمان بوون به منزله پلی بین روانکاوی و نظریه سیستمها است. بوون مفاهم عاطفی خود را از رابطه مادر- فرزند به کل خانواده گسترش داد. او اعتقاد دارد که کل خانواده واحد عاطفی تلقی می شوند که نمی توانند از یکدیگر مجزا یا به طور موفقیت آمیز تفکیک شوند. در نظام عاطفی بوون درمانی مشاور باید به روند و جریان چند نسلی توجه کند. چون طبق فریضه او نوعی فرایند ارتباطی منظم قابل پیش بینی، کارکرد اعضاء متعلق به نسل های مختلف خانواده را به هم پیوند می دهد. در نظام عاطفی بوون درمانی تفکیک خویشتن یعنی تعادل بین احساسات و شناخت است و تفکیک بیشتر یک فرایند است تا یک هدف دست یافتنی یا درحکم مسیر زندگی است تا اینکه بودن وجودی باشد. از آنجا که نظام عاطفی بوون درمانی مفهوم چند نسلی دارد و بیان دارد که هریک از همسران سبکی را در خانواده مبدا آموخته اند و می خواهند آن را در سایر روابط تکرار کنند و الگوی مشابه به فرزندشان انتقال دهند، بنابراین تنها راحل مشکل فعلی آن است که رابطه فرد را با خانواده مبدا تغییردهیم و تنها در این صورت افراد به تفکیک دست می یابند و در برابر نیروی عاطفی جاری واکنش کمتر نشان می دهند. در روش بوون، ابتدا نظام عاطفی از طریق مصاحبه و فنون ارزیابی مورد سنجش قرار می گیرد و سپس مداخله صورت می گیرد. در روش بوون، خانواده درمانی طی چند مرحله صورت می گیرد (فریدمن15،1998).
مصاحبه ارزیابی با واالدین، زن و شوهر و خانواده هسته ای وگسترده صورت می گیرد. در روش بوون، حتی با یک عضو مشاوره انجام می شود، چون در صورتی که فرد به تفکیک برسد در دیگران هم تغییر ایجاد می شود، هرچند روش بوون، مشاوره جمعی را مناسب می داند. مصاحبه ی ارزیابی با تکیه برسابقه مشکل فعلی، تمرکز خاص بر نشانه ها (بدنی، عاطفی و اجتماعی) و میزان تاثیر مشکل فعلی، بر روابط خانواده و فرد پرداخته می شود. در جلسه خانواده درمانگر مجموعه سوالاتی می پرسد که به عقیده بوون این سوالات در جلسه به صورت فنی هستند که درمانگر را درحالت عینی نگه می دارد (چه باعث شد به درمان بیاید یا چی تداوم دهنده مشکل است؟ محرک تنش زا کدام است؟ گسلش عاطفی کدامند؟). مصاحبه آغازین شاید چندین جلسه طول بکشد. بوونی ها به الگوی تاریخی کارکرد عاطفی خانواده، سطح اضطراب خانواده در مراحل خانوادگی و فشار برکارکرد کنونی و قبلی علاقه دارند. در ارزیابی درمانگر به بررسی خانواده ی هسته ای درچهارچوب خانواده گسترده می پردازد و درمانگر به انتقال نسلی توجه دارد و نقشه ی خانواده را ترسیم می کند، چون خانواده ی هسته ای همان فرایند خانواده ی قبلی است.
در روش بوونی از نسل نگار برای بررسی پیدایش مشکل کنونی از طریق ترسیم نمودار خانواده درطی دست کم سه نسل به صورت مصور استفاده می شود. این کار در خلال جلسات اول صورت می گیرد. نسل نگار در واقع توصیف تصویری خانواده ی هسته ای است که روابط عاطفی مثل سن، اسم، جایگاه همشیره، اتاقها، اعتقادات مذهبی، اقتصادی و اجتماعی را نشان می دهد. در درمان بوونی مهم نیست ماهیت مشکل بالینی درحال حاضر چیست. بلکه در درمان بوونی دو هدف عمده دنبال می شود:
1-کاهش اضطراب و رهایی از نشانه ها،2-افزایش سطوح تفکیک در اعضاء حاضر به منظور بهبود انطباق او.
قبل از رسیدن به هدف دوم فرد باید به هدف اول برسد و با تغییر در روابط عاطفی خانواده گسترده در خانواده ی هسته ای هم تغییر حاصل می شود و تفکیک به وجود می آید.
روش درمان متعارف بوون شامل کار با نظامی متشکل ازدو فرد بالغ بعلاوی خودش است. در درمان بوونی مشاور در قالب پژوهشگر ظاهر می شد تا خانواده را کمک کند در خصوص شیوه کارشان به پژوهشگر عینی مبدل شود. در درمان بوونی مشاور حالت مربی16 دارد و باید از”کاناپه روانکاوی “به”نیمکت مربی گری” برسد. مربی متخصص و خبره ی فعال با بیان سوالات مستقیم افراد را به بیان ” موضع گیری شخصی”17 وادار می کند. جلسات خانواده درمانی بوونی از نوع قشر مخی و هدایت شده است به این معنی زن و شوهر بجای گفتمان باهم با درمانگر صحبت می کنند. از مواجه طرفین خودداری می شود تا واکنش عاطفی آنها به حداقل برسد. در عوض افکار آنها در حضور دیگری برون ریخته و از تفسیر ملامت و هول یکدیگر به خاطر صمیمیت خودداری می شود. و هرکس با سوالات ترغیب می شود تا نقش خود را در مشکل بیان دارد. در روش بوون درمانگر از هرگونه مثلث سازی خودداری می کند و سعی دارد، نقش خنثی وعینی داشته باشد(کر و بوون، 1988).
یکی از مهمترین عوامل تعیین‌کننده‌ی پویایی‌های روابط زناشویی وجود عشق و کیفیت آن است (گنزاگه و دیگران18، 2001). عشق و سبکهای عشق‌ورزی عامل موثری بر کیفیت روابط زناشویی است (لوین و دیگران19، 2006). از مهمترین و مورد توجه‌ترین نظریه‌هایی که به تبین انواع عشق می‌پردازد نظریه‌ی 6 بعدی “لی”20 است. لی(1973) بر اساس برآوردهای بدست آمده از ایالات متحده، کانادا و بریتانیا شش روش عشق‌ورزی را بیان میکند (به نقل از نتو21، 2007). انواع سبکهای عشق‌ورزی در نظریه‌ی لی شامل این موارد می باشد: 1-عشق رومانتیک (اروس) 22: این نوع عشق توأم با میل فیزیکی شدید به معشوق است و بر اساس زیبایی، جذابیت و تناسب فیزیکی شکل می‌گیرد. 2-عشق دوستانه (استورگ)23: نوعی از عشق که طی آن صمیمیتی لذت‌بخش به آهستگی رشد یافته و به طرفین گسترش می‌یابد. در این فرآیند به تدریج طرفین، زوایای وجودی خود را بیشتر برای یکدیگر فاش می‌کنند. 3-عشق بازیگرانه (لودوس) 24: در این شیوه، عشق به عنوان یک تفریح تلقی شده و هیچ تعهدی در آن نیست، وضعیتی که مانند شرکت در یک بازی تلقی می‌شود و معمولاً کوتاه‌مدت است و به زودی تمام می شود. 4-عشق شهوانی (مانیا) 25: حالت شدید هیجانی همراه با حسادت و عشق همراه مشغولیت ذهنی که باعث می‌شود شخص عصبی شده و از طرد شدن بترسد. 5-عشق واقع‌گرایانه (پراگما) 26: عشق منطقی که در آن شریک رابطه، بر اساس نیازهای شخص و همخوانی با سن، مذهب، سوابق و شخصیت انتخاب می‌شود. در اینجا رضایت خاطر بیشتر از هیجان و تحریک وجود دارد. 6-عشق فداکارانه (آگاپه) 27: عشق غیر شرطی، همراه با مراقبت از معشوق که با انعطاف‌پذیری و بخشندگی زیاده از حد توام است. در این نوع عشق خود را فدا کردن وجود دارد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تراویس و تراویس28(1986) بیان می‏کنند که صمیمیت ازسه جزء تشکیل شدهاست؛ صمیمیت شهوانی، صمیمیت حسّی و درک همسر به عنوان یک فرد خاص. به بیان وی فقدان هر یک و یا همهی این حوزهها منجر به اختلال عملکرد جنسی می‏شود. شواهد آماری نیز نشانمی‏دهد که دو سوم جدایی و طلاق زوجین به علّت عدم توافق زوجین بر سر مسائل مقاربتی و زناشویی می‏باشد(به نقل از نوید،1382). افزایش طلاق و نارضایتی زناشویی از یک سو و تقاضای همسران برای پربارسازی و بهبود روابط زناشویی از سوی دیگر، نشان دهندهی نیاز همسران به مداخلات وآموزشهای تخصّصی در این زمینه است. برای درمان مشکلات مربوط به صمیمیت زوجین رویکردهای متعدّدی نظیر روانتحلیلی، شناختی ـ رفتاری، ارتباط درمانی متمرکز بر عواطف و روانی ـ آموزشی وجود دارد. هر یک براساس تببینهای خاصّ خود از روابط صمیمانهی همسران، روشهای درمانی و آموزشی ویژهای برای افزایش صمیمیت وحلّ مشکلات مربوط به صمیمت ارائه میکنند(بهاری و میرویسی، 1377).
مشکلات مرتبط با صمیمیت اغلب خود را به عنوان مشکلات جنسی در یک رابط? شکست خورده، نشان می دهد زمانی که مشکلات جنسی وجود داشته باشد وعلت پزشکی دلیل شکست در رابطه نباشد، مشکلات مربوط به صمیمیت به عنوان بخشی از تاریخچه جنسی افراد مورد توجه قرار میگیرد(باگاروزی ترجمه آتشپور و دیگران، 1385). مدارکی وجود دارد که بین احساس خوشبختی و بهبود در روابط بین فردی ناشی از رضایت جنسی در زنان رابطه وجود دارد. مطالعات مشابهی نیز در رابطه با مردان انجام گرفته با این حال رابطه بین رضایت جنسی و احساس خوشبختی در زنان قوت بیشتری نسبت به مردان دارد(لانمن، پیک و روزن29، 1999).
با وجود پژوهشهای زیاد هنوز رابطه‌ی نظام عاطفی بوون، سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان در ایران مطالعات چندانی در مورد آن صورت نگرفته است. در واقع، هدف تحقیق حاضر دستیابی به یک نتایج علمی در مورد اثر بخشی نظام عاطفی بوون درمانی با متغیر های سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان می باشد و تحقیق حاضر کوشش می کند تا اثر بخشی نظام عاطفی بوون درمانی را مشخص کند و زمینه های روان شناختی آنها را که به کاهش رابطه سرد، خیانت و طلاق در روابط زناشویی منتهی می شود، شناسایی کند.
اهمیت و ضرورت
با مطالعه روند رو به افزایش طلاق30 در دهه اخیر) گاتمن31، 1993) و با توجه به آمار رسمی در ایران از هر 5 مورد ازدواج 1 مورد به طلاق منجر می شود (سایت سازمان ثبت و احوال، 1392). ضرورت این پ‍‍‍‍‍ژوهش بیشتر روشن می شود. نقش درمان خانوادگی در پیشگیری، کنترل، درمان و ارتقای سلامت روانی خانواده ها به مثابه یکی از چالش انگیز ترین و جالبترین وظایف قرن بیستم و همچنین قرن بیست و یکم نمود پیدا کرده است. در طول سالهای 1990 درمان خانوادگی در اصلاح رفتارهای بین فردی و سبکهای زندگی، سلامت جسمی-روانی شخص، پیشگیری و درمان بیماری مشارکت کرده است . همچنین در زمینه شناخت عوامل خطرپذیر مربوط به ناسازگاری زناشویی، بهبود بخشیدن به سیستمهای ارتباطی زوجین و خانواده از طریق فنون، کارهای عملی خوب و شکل دادن دیدگاه عمومی بر اساس چهارچوب نظری، سهم قابل ملاحظه ای داشته است (گدنبرگ و گلدنبرگ، 2001). کاربرد نظریه های خانواده درمانی در حوزه سلامت جنسی خانواده در حصول نتایج مثبت و موفقیت آمیز مثل کم شدن میزان ناسازگاری بالا و کنترل وقوع طلاق نیز سهیم بوده است (گدنبرگ و گلدنبرگ ، 2001). مشاوره خانواده همچنین در کنترل و مقابله با استرس، سازگاری و تعدیل سایر رفتارهای پر خطر درگیر بوده است(گاتمن، 1993). همچنین مشاوران خانواده اذعان می کنند که سلامتی روابط زناشویی خوب و توانایی برای مقابله با مشکلات خانوادگی به وسیله فاکتورهای روان شناختی از قبیل افکار، هیجانها و توانایی رفتاری برای کنترل و اداره استرس تحت تأثیر قرار گرفته می شوند. آنها توجه ویژه ای را به سیستم ارتباطی، پیچیدگی روابط و شیوه های زندگی در وقوع طلاق، معطوف داشته‌اند.
با توجه به چنین مواردی، اهمیت این پژوهش از یک طرف با فراهم نمودن دانش در زمینه‌ی مشکلات زناشویی و مسایل خانوادگی روشن می شود و از طرف دیگر به کاربرد نظریه های خانواده درمانی در بهبود سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره کمک می کند و چنانچه فرضیه های این تحقیق تأیید شوند، به تعمیم و تایید یافته های پژوهشی قبلی در این زمینه در داخل و خارج ازکشور، کمک می نمایند و به آنها اعتبار بیرونی بیشتری خواهند بخشید که این خود در خور توجه می باشد. همچنین یافته های این پژوهش و پژوهشهایی از این دست بعضی از مسایل مهم(اختلاف زناشویی) جامعه‌ی ما را روشن خواهند نمود و زمینه را برای دقت نظر و توجه بیشتر برکاربرد نقش مشاوره خانواده در حل مشکلات زوجین در مراکز مشاوره ای و دادگاههای خانواده ایران برمی انگیزانند. با توجه به این واقعیتها و نتایج پژوهش هایی از این قبیل و تبیین و تفسیر نتایج آن می‌توان هم توان درمانگران خانواده را برای کاربرد این نظریه ها در درمان مشکلات زناشویی مثل ناسازگاری، نارضایتی، اختلال جنسی و طلاق به کار گرفت تا زمینه هایی مساعد برای تغییر و اصلاح روابط زوجین و آموزش همگانی فراهم شود تا از این طریق گامی مهم در جهت ارتقاء کیفیت زندگی زوجین جامعه برداشته شود، زیرا زمانی که بدانیم درمیان چندین نظریه و روش مشاوره ای خانواده کدامیک برای حل مشکلات زوجین مثل سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان سرد مزاج مفیدتر است، همین امر مسیر فعالیتهای ما را جهت نیل به اهداف مشاوره خانواده و بهداشت روابط زناشویی که همانا پیشگیری از اختلافات زناشویی، ارتقاء سطح کیفی زندگی و کاهش میزان خیانت و طلاق است، روشن خواهد نمود. در جریان درمان خانوادگی، خانواده درمانگران سریع تر و با هزینه و نیروی کمتر به نتیجه می رسند، همچنین در اثر این پژوهش به مشاوران خانواده کمک می کند تا مشاوران بدانند کدام نظریه درمانی خانواده برای حل مشکلات زوجین مشکل دار مفیدتر است. بنابراین، برای مشاوران خانواده مراکز مشاوره ای خانواده از اهمیت ویژه ‌ای برخوردار خواهد بود. این شناخت نه تنها باعث تسریع درکار خانواده درمانی و اثربخش تر امور درمانی می‌شود، بلکه زمینه هایی فراهم می آورد تا در طرح و برنامه ریزی و استفاده از مشاوره خانواده در دادگاههای خانواده و جامعه مورد توجه قرار گیرد.
علاوه بر موارد قبلی از طریق یافته ‌های به دست آمده از این پژوهش با استفاده از مفاهیم این رویکرد مدلی را برای پیشگیری از طلاق، مشکلات خانوادگی و مشاوره قبل از ازدواج تدارک دید.
به طور خلاصه:


پاسخ دهید